امروزه بر کسی پوشیده نیست که مشکلات اقتصادی از مهمترین چالش های فراروی جامعه جهانی و از جمله ایران است و چنانچه حکومت ها نتوانند راه حل هایی برای برون رفت از شرایط اقتصادی کنونی بیابند، مشکلات عدیده ای گریبان آن ها را خواهد گرفت. در ایران علاوه بر وجود برخی معضلات اقتصادی مشترک با جامعه بین المللی، تحریم های اقتصادی غرب نیز بر حساسیت اوضاع اقتصادی افزوده است و اهتمام بیشتری از مردم و مسئولان کشور را به خود جلب نموده است. این نگاه روشن تر می سازد که چرا مقام معظم رهبری سال گذشته را سال جهاد اقتصادی و سال کنونی را سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامیدند.

همانگونه که....

مشکلات اقتصادی روی تمام اعضای پیکره اجتماع اثرگذار است، به طور متقابل هر عضو اجتماع می تواند ایفاگر نقشی در بهبود شرایط اقتصادی باشد. برخی از این نقش ها مشترکند و تمام اعضا باید در ایفای آن بکوشند. به عنوان مثال، تحریم کالاهای خارجی که مشابه آن ها در داخل کشور تولید می شود، وظیفه ای است که اگر تک تک ایرانیان خود را ملزم به انجام آن بدانند، طی مدت کوتاهی مزایای قابل توجهی نصیب کشور خواهد شد.

این مزایا شامل افزایش سود و سرمایه کارگران و کارفرمایان داخلی، ضرر رسیدن به واردکنندگان اجناس خارجی و جلوگیری از عدم خروج ارز از کشور، رفع خودبه خودی مشکل قاچاق و کمک قابل توجه به نیروهای امنیتی و انتظامی و کاهش بیکاری به واسطه رونق بازار کار داخلی می باشد. توصیه به سایرین برای مصرف کالاهای داخلی با برشمردن دلایل این کار و نیز صرفه جویی در مصرف کالاهایی که ضرورتا” باید از کشورهای خارجی خریداری شوند، از دیگر وظایف عمومی اعضای جامعه است. اما در کنار وظایف عمومی در این عرصه، هر کدام از اقشار به طور خاص می توانند اقدامات ویژه ای انجام دهند.

یکی از اقشار مهم جامعه، دانشجویان هستند که هم از حیث تعداد و هم از لحاظ ویژگی های خاص خود مانند جوانی، سرزندگی، آرمانگرایی و… از سایر اقشار متمایز می باشند. دانشجویان به طور خاص می توانند نقش هایی را در جهت افزایش تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی انجام دهند که از دست دیگر اقشار به سادگی برنمی آید.

به نظر می رسد اولین اولویت پیش روی دانشجویان در این عرصه، حرکت دانشجویی به سمت فعالیت های پژوهشی و اقتصادی دانش بنیان می باشد. خوشبختانه در سالیان اخیر بسترهای اولیه این کار فراهم شده است و مراکز رشد فناوری و شرکت های دانش بنیان در سطح برخی از دانشگاه های کشور مستقر شده اند. در اینگونه فعالیت ها علاوه بر اینکه اشتغال و آینده اقتصادی دانشجو تضمین می شود، می توان با سرمایه نسبتا” اندکی به مرحله سوددهی رسید و با ایجاد اشتغال برای چند فرد دیگر، بر سرعت حرکت چرخ اقتصاد کشور افزود. 

عرصه دیگری که نیازمند حضور و فعالیت دانشجویان است، صنایع تولیدی موجود در کشور است. هم اکنون بسیاری از نیازهای صنعتی کشور چه در سطح تجهیزات و چه از حیث مواد اولیه از خارج تامین می شود. تاکنون صنعتگران بسیاری تمایل خود را برای همکاری با دانشگاه ابراز داشته اند. اگر موانع ارتباط صنعت و دانشگاه رفع گردد، مطمئنا با تلاش ها و پژوهش های دانشجویان درصدی از نیاز صنعتی کشور به واردات کم خواهد شد و به همین میزان مشکل اشتغال دانشجویان حتی قبل از فارغ التحصیلی  شان حل خواهد گردید. عمده مشکلاتی که در این تجارب به آن ها برخورد می شود، عدم تمایل اساتید دانشگاه ها برای ارتباط با صنعت، عدم خطرپذیری و تمایل نداشتن صنایع به پرداخت هزینه قبل از اطمینان از نتیجه قطعی، و عدم آگاهی افراد مرتبط از مزایای ارتباط این دو نهاد با یکدیگر می باشد.

نکته دیگری که در این باب باید ذکر گردد، رویکرد غلط فعلی موجود در دانشگاه هاست. تا وقتی جهت تولیدات علمی کشور به سمت مقالات علمی پژوهشی خارجی ISI باشد، نمی توان انتظار داشت که به موارد برشمرده در بندهای قبلی جامه عمل پوشانده شود. به عنوان نمونه، استادی را می شناسم که در سال های ابتدایی استخدامش سعی در انجام چنین کارهایی داشت. اما دانشگاه از او مقالات ISI می خواست و جنس چنین کارهایی به گونه ای است که به ندرت از آن ها مقالات ISI بیرون می آید. لذا استاد مربوطه برای حفظ کرسی استادی اش مجبور شد رویکرد خود را تغییر داده و مانند سایر اساتید به سمت تولید مقالات ISI برود. در نتیجه با وجود نظام فعلی حاکم بر جامعه دانشگاهی کشور، اگر کسی بخواهد به سمت تولید ملی و کار داخلی برود، باید خلاف جهت رودخانه شنا کند. اما تجربه افراد موفق در این مسیر نشان می دهد که این راه قابل پیمودن است.

بدیهی است که تولید تجهیزات و ساخت مواد مورد نیاز صنعت و جامعه، فقط با رشته های دانشگاهی تجربی شامل رشته های مهندسی، کشاورزی، برخی گرایش های علوم پایه و… ارتباط دارد. اما با کمی دقت نظر می توان برای رشته های نظری و انسانی که به ظاهر نمی توانند در جهاد اقتصادی نقش داشته باشند نیز نقش هایی تعریف کرد.

یکی از نقش هایی که دانشجویان چنین رشته هایی می توانند داشته باشند، مشارکت در یک کارگروه با حضور دانشجویان تجربی می باشد. مثلا” دانشجوی جغرافیا می تواند با دانشجوی کشاورزی بدین گونه همکاری داشته باشد که یکی جای مناسب برای تولید محصولات گوناگون و عرضه و تقاضای آن را در مناطق مختلف بررسی کند و دانشجوی کشاورزی نیز بر مبنای این نیازسنجی، اقدام به تولید و عرضه محصول مناسب با هر منطقه کند. به عنوان مثالی دیگر، یک دانشجوی ریاضی می تواند برای یک گروه مهندسی برنامه نویسی کند. ده ها مثال دیگر از این دست برای سایر رشته ها قابل ذکر است که به حوزه های میان رشته ای مرتبط است.

آنچه در تمام موارد بالا مشترک است، استفاده دانشجویان از نیروی تفکر می باشد. می توان گفت که اگر دانشجویی قدرت تفکر و اندیشه خود را به کار بیاندازد، نیازی پیدا نمی کند که برای شغل آینده اش چشم انتظار اشتغال زایی دولت باشد. گرچه در یک نظام سالم اقتصادی، اصلا” نباید به دولت به چشم یک اشتغال زا نگاه کرد و بیان عباراتی نظیر “امسال فلان میزان شغل ایجاد می کنیم” از زبان دولتمردان چندان مناسب نیست. از دولت انتظار می رود که به وظیفه اصلی خود یعنی ایجاد امنیت برای اشتغال و چینش مناسب ساختارها برای حرکت دانشجویان و جوانان به سمت خوداشتغالی بپردازد. در این صورت می توان به حل مشکل بیکاری امیدوار شد.